خرید بک لینک

دوست داشتم بریم مشهد

و... چهارشنبه شب ساعت ۲۱:۲۱ رفتیم

مشتی فندق ومشتی پسته

سمنان که بودیم شب آخر شام غریبان بهش گفتم دیگه

چون که... تولدش بود و شلوار لازم داشت. با قطار ۴ نفره رفتیم و یه کوپه دربست گرفتیم. جا هم که همون مکان پیشنهادی عمو. رفتیم وسیله هامو گذاشتیم و رفتیم حرم. بعد پسران کریم و بعدم بازار. شبم رفتیم کوهسنگی

روز دوم رفتیم حرم دوباره، بعد بازار و بعدم شاورمای بعلبکی. بقیه غذامونم قسمت یه سرباز شد. تو راه برگشت رفتیم مضیف و چای باقلوا خوردیم.

همون شب دوباره با قطار ۴نفره برگشتیم. خداروشکر شنبه تا دوشنبه تعطیلی بود.

وای که چقدر دونات خوردیم.

برچسب: نویسنده: پویان حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 5:24

صفحه بندی