خرید بک لینک

از نه اسفند که با پای پیاده از ونک تا آرژانتین رفتم و مریمو با موتور آقای برزیده فرستادیم خونه، تا بدو بدو رفتمون تا خونه پسته اینا و دیدن و شنیدن صدای جنگنده وسط پیروزی و دیدن انفجار ته پیروزی، تا رفتن تهرانپارس و بعدم سمنان و دوباره قبل عید سرکار رفتن و موندن تهران.

اون چند روز که تهران موندیم، هم از پنجره بابا اینا انفجار ته پیروزی رو می‌دیدیم هم تهرانپارس همش صدا می‌شنیدیم.

سال بلوا

عید امسال شمال بودیم، بعد رفتیم سمنان. مامان اینایی پسته که‌چهل روز سمنان موندن. چه گذشت برماااااااا...

۲۲ فروردین دوباره سرکار...

برچسب: نویسنده: پویان حسین‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 5:24

صفحه بندی