به وقت اول مرداد 97
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/7 | ساعت: 19:06
گفت نه تو همون لالوها و سر کوچه بهنام + اسمشو چی بذاریم......؟!!!!! + تقاطع کریمخان و میرزای شیرازی اخه..؟!!!
لواسان عجب آب و هوایی دارد...
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/7 | ساعت: 19:06
این چهارشنبه باید تو یه روز پاییزی اتفاق میفتاد. که مثلا بعد از اسکان میرفتیم و من بدون اطلاع از اینکه فردا قراره آفتاب بدون تو طلوع کنه، خوشحال قدم میزدم و تو با هزااااااار و یک دلشوره و دغدغه بازم خودتو آروم نشون میدادی که مبادا حال دلم بد بشه. نمیدونم دیداری هست نمیدونم برگشتی هست اون دنیا حتما م...
اولین ها (1)
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/7 | ساعت: 19:06
هیچ وقت فکر نمیکردم روزی برسه که از گذروندن تعطیلات حس خوبی نداشته باشم و چشم بدوزم به شنبه ای که همش کاره و کاره و کار. + عجب عاشورایی بود امسال... + یه تشکر ویژه از اوس کریم که فعلا حواسش به ما هست ❥ + سَرِ کشمشی
کی گفته 13 نحسه؟!
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/7 | ساعت: 19:06
ازقضا ما در سیزدهمین روز از هفتمین ماه سال 97 رجعتی نمودیم به بام خودساخته که جایی حوالی اسفراین است و از عتاب و خطاب کسی خبری نیست. + مرسی مهرانگیز پرطمطراق
مثل خواب دم صبح
◷
تاریخ انتشار: 1397/9/7 | ساعت: 19:06
یادم باشه این حس خوب صبح رو، یادم باشه این صورت قشنگ رو، یادم باشه رفت مسافرت، یادم نره استرس داشتم، یادم نره شلوغی دور و برم رو، + این دفعه دیگه بستم...
وای فای
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/19 | ساعت: 23:53
اون موقع ها بهش میگقتیم وای فای با فایزه. خیلیام بخاطر فِرِیم عینکش صداش میکردن رامبد. بچه بامزه ای بود, اونقدر که تو دانشگاه کسی نبود از دیدینش ناراحت بشه یا لبخند نیاد روی لباش. الان که بعد مدتها از لاکش دراومده, یاد رفقای قدیمی کرده. ولی چه یاد کردنی...!+ چجوری اینجوری شد اصن؟!!+ چرا همزمان همون...
به وقت 7 بهمن ماه 96
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/19 | ساعت: 23:53
مرخصی گرفتمساعت 12:30 راه افتادم1 رسیدم دریچهنمیدونم چرا اصلا همون روز باید بارون میگرفت2:30 اومدیم بیرون3:30 جلوی در متروی سعدی زنگ زدم به رهاگفتم دارم برمیگردم. + خیلی سعی کردم تو خیابون کسی متوجه خنده های ریزریزم نشه :) مورخ دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۶به وقت 6:56 به طنّـــازےِ: بالماسکه| |Let's block a...
روزِ بعد از دیروز
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/19 | ساعت: 23:53
دیروز بارون امروز برف الان به فال نیک بگیرم یا بد؟!!!!
دوشنبه 96/06/06
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 19:53
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را + جواب این بود: خوش بحال شما + آیه 90 و 91 سوره انب
نگار میگه
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 19:53
بخاطر صداقتت هیچ وقت معذب نشو!!!
ابر میبارد و من میشوم از یار جدا
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 19:53
دنیا بدون تو هیچی ازش کم نمیشه فقط دل من تنگــ تر میشه + قول بده سالم بمونی
طعم گَسِ کاشان
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/13 | ساعت: 19:53
فقط جانِ من ...من که نیستم به شما یادآوری کنم پالتوی گرمت را بپوشی ، تو اما مواظبِ خودت باش....!
دوشنبه 96/06/06
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/6 | ساعت: 20:55
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را + جواب این بود: خوش بحال شما + آیه 90 و 91 سوره انبیا مورخ دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶به وقت 15:46 به طنّـــازےِ: بالماسکه| |
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/4 | ساعت: 3:04
بالماسکه دردا ... در این دیار،شکایتِ کدام درنده،به درندهی دیگری باید؟ هنوزم گاهی بهش فکر میکنم... مورخ شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶به وقت 20:58 به طنّـــازےِ: بالماسکه| |
ای طبیب جمله علتهای ما
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/4 | ساعت: 3:04
حال و هوای این روزهایمان خوب است گوش شیطان کَـــر، روزگار بر وفق مراد می گذرد هنوز هم زند وکیلیِ جان، کنسرت می گذارد خلوتگه یار که نصیبمان گشته دکتر ابطحی هم که هرازگاهی دست راستش بر فرق سر این بند جان شدگان است + چرخِ گردون از این پرطمطراق تر ...؟!!! مورخ سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۶به وقت 10:46 به طنّــ...
كه حلوا سخت شیرین است و حلواییش پنهانی
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/4 | ساعت: 3:04
شادی روی کسی خور که "صفا"یی دارد! ✔ بعد از سال89, اولین بار بود. پنجشنبه 96/05/12 مورخ جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶به وقت 14:41 به طنّـــازےِ: بالماسکه| |
774 اُمین روز
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/13 | ساعت: 21:33
دوسالِ پیش, همه مون میدونستیم که این جمع تا همیشه موندگار نیست. ولی با این حال به هم دلبستیم. یکی کمتر, یکی بیشتر... و من طبق معمول اون بیشتره بودم. در 774 اُمین روز از دیدارمون, چی میشه که همه بطرز ناگهانی حال و هوای بقیه به سرشون میزنه, خودم در تعجبم. ✔ ارشدمون هم داره تموم میشه با یزدیا. با
چشم هایش نارنجیست
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/13 | ساعت: 21:33
اینکه چرا امروز سیاه پوشیده بود یا چرا امروز نشسته بود و یا اینکه چرا موهایش خرمایی بنظر نمی رسید، همه به کنار! چرا امروز شبیه هر روز نبود؟!!!!!! اصلا خودش بود؟!!! مورخ سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۵به وقت 9:52 به طنّـــازےِ: بالماسکه| |
برسد به دست حبیبی
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/13 | ساعت: 21:33
سلام؛ بگذار از همین ابتدا بگویم که سخت دلتنگت هستیم. نبودنت زیادتر از چیزی شده که باید باشد. میدانی چه شده؟ امروز رلستر نزدیکتر از همیشه بود. حرف زد و رفت... زمان زیادی برد تا این سکوت شکسته شود، ولی خودم دودستی همه چیز را خراب کردم. البته ترانه میگوید بهترین کار همین است. فعلا صبر پیشه میکنیم در
امروز سفید بود
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/13 | ساعت: 21:33
Time on your side that will never end !!!The most beautiful thing you can ever spend I am not strong enough on my own*